بهترین و تازه ترین مطالب پزشکی و آزمایشگاهی و طب سنتی در همین سایت
تبلیغات
سخن روز


 

آخرین ارسال های تالار
تاریخ : 11 تیر 1392 09:39
نویسنده : salamat
نظرات : 0

نیما دادگستر

تخمینی که از قابلیت های پردازشی مغز انسان به طور ناخودآگاه (بدون هوشیاری) داریم چیزی در حدود پردازش 11 میلیون قطعه-داده در هر ثانیه است. اگر مقایسه ای داشته باشیم با پردازش حین هشیاری، خنده تان خواهد گرفت: فقط 40 قطعه-داده در ثانیه.

البته نمی گوییم که قابلیت های پردازشی مغز در حین هشیاری ناچیز هستند، ولی مشخصاً قیاس بین لیوان و دریا است و هر چه بیشتر تحقیقات علمی پیش می رود، لیوان خودآگاه کوچکتر به نظر می رسد. دو مقاله ای که به تازگی منتشر شده توضیح می دهند که مغز چطور "می بیند". مقاله اول جالب، و دومی همسایه واژه باورنکردنی است.هدف تحقیق اول که در ژورنال Psychological Science  چاپ شده، رسیدن به جواب این پرسش است که آیا مغز در حالتی که چشم ها شما را گول زده اند و می پندارید یک چیز خاص پیرامون تان نیست، می تواند اهداف بصری را تعقیب کند یا خیر. در این راستا، پژوهشگران انستیتو مغز و ذهن در دانشگاه اونتاریوی غربی، داوطلبان را در معرض حقه ای به نام "توهم متصل بودن" قرار دادند که باعث می شود فرد تعداد دایره هایی (اهدافی) را که روی یک نمایشگر می بیند، کم تخمین بزند.دو گروه دایره، یکی در راست و دیگری در چپ به نمایش در می آید. دایره های گروه اول به خطوطی کوچک متصل هستند، ولی به یکدیگر خیر. در گروه دیگر، دایره ها به وسیله خطوط "به هم" وصل هستند. ذهن به طور اشتباهی تصور می کند که تعداد دایره ها در گروه متصل به هم، کمتر از آن گروه دیگر است، ولی در عمل تعداد دایره های هر دو گروه دقیقا یکسان است.توهم متصل بودن راهی اثبات شده برای گول زدن چشم ها است، و در این آزمایش هم جواب پس داده: داوطلبین قادر به دیدن همه دایره های متصل نبودند. اما وقتی قرار شدن بر روی اهداف (دایره ها) یک عملی واقعی انجام دهند، شگفتی پدید آمد. چیزی که محققین نام آن را "بینایی مغز" گذاشته اند. افراد حاضر در پژوهش، به رقم گول خوردن و ندیدن تعدادی از دایره ها، قادر به انجام کارهایی بودند که شامل تک تک اهداف می شد، حتی آنهایی که چشم فرد نمی دیدشان.نتیجه این تحقیق را می توان چنین بیان کرد که گویی پردازش بصری داده ها در دو مسیر صورت می گیرد. یکی که همه ما با آن آشنایی داریم و درک پیرامون از طریق مشاهده است. و دومی، کاری است که مغز وقتی صرفاً روی دیدن متمرکز نیستیم انجام می دهد. انگار رباتی در داخل مغز ما، داده ها را می گیرد و برای کارهایی فراتر از اعمال هوشیارانه استفاده می کند.این تحقیق جالب بود، اما تحقیق دوم که در The Journal of Neuroscience  به چاپ رسیده، باور نکردنی است. محققین از انجام آن، این هدف را دنبال می کردند که آیا دیدن با وجود اینکه توانایی عملی مشاهده از بین رفته، ممکن است یا خیر. در اینجا پای "نابینایی قشری" به میان آمد.نابینایی قشری به حالتی گفته می شود که لایه اصلی بینایی در مغز یعنی لوب پس سری دیگر قادر به ایفای وظایفش نیست، معمولا این حالت در نتیجه صدمات و جراحات به وجود می آید و فرد، (حتی با اینکه چشم های اش به لحاظ فنی سالم هستند)  دیگر   قادر به درک بصری دنیای پیرامون به شکلی که افراد سالم قادر هستند، نیست. ولی این به آن معنا نیست که مغزش هم از بینایی ساقط شده!در این پژوهش، بیماری که در وضعیت نابینایی قشری کامل قرار داشت، هنوز وقتی کسی به او خیره می شد عکس العمل نشان می داد. حین قرار داشتن در دستگاه ام آر آی، داوطلب در معرض نگاه خیره مستقیم، و نگاه غیرمستقیم، قرار گرفت. اسکن مغزی نشان داد که یک بخش دیگر از مغز او (غیر از لوب پس سری) هنوز قادر به دیدن است.بادامه ی مغز بیمار، یعنی منطقه ای که قادر به تشخیص خطرناک بودن محرک های بیرونی است، به وضوح یک الگوی فعالیتی متفاوت را برای نگاه خیره به فرد، یا نگاه دور از او نشان داد. یعنی مهم نبود که لایه بینایی مغز ناتوان از تشخیص نگاه خیره بود، چون لایه دیگری بدون توجه به این ناتوانی قابلیت درک آن را داشت.هنوز مشخص نیست که دقیقا چه اتفاقی در این بین افتاده، ولی یک حس دیداری قطعی زمینه ساز این عکس العمل بوده، که عدم وجود هشیاری هم مانعش نشده. مغز انسان جزو شگفتی های تطبیق پذیر دنیای ما است، و انطباق پذیری با موانع پیرامون برای بقا، دقیقا همان چیزی است که این عضو شگفت انگیز بدن انجام می دهد. اگر یک سیستم از کار بیفتد، که در اینجا قابلیت پردازش داده های بصری است، "مغز" خودش را با وضعیت جدید تطبیق می دهد تا بخش دیگری از "آن"، این خلاء را پر کند. (البته هنوز نمی دانیم چگونه!؟)این پژوهش ها مثل دیدن نوک یک کوه یخ است، به خصوص دومی نشان می دهد که نادانی بشر نسبت به توانایی های ناخودآگاه مغز، چقدر وسیع است. دانشمندان دن کیشوت وار به آسیاب ها حمله می برند و پازل پیچیده تر می شود، ولی این باعث نمی شود خرده های نان را در جنگل تاریک علم دنبال نکنیم

منبع : نارنجی


نظرات : 0 | بازدید از پست : 0
تاریخ : 26 خرداد 1392 09:49
نویسنده : salamat
نظرات : 0

حامد حاتمی - سایت نارنجی

تاکنون عقیده بر این بوده که اتفاقاتی که در زندگی برای هر کس می افتند، به نسل بعدی منتقل نمی شوند. مثلا اگر کسی در اثر تصادف پایش بشکند، انتظار نداریم که در نسلهای بعدی او شاهد عیبی در پاها باشیم. اما مثل اینکه تحقیقات جدید چیزهایی را نشان می دهند که زیاد هم با تصورات رایج سازگار نیستند. 
طبق مطالعاتی که اخیرا در نشریه اقدامات آکادمی ملی علوم آمریکا PNAS منتشر شده اند، جراحی بای پس معده (نوعی جراحی لاغری برای افراد مبتلا به چاقی مفرط که در آن مسیر لوله گوارش طوری دستکاری می شود که دریافت و جذب غذا محدود شود) در مادران می تواند صفات ژنتیکی فرزندان آنها را هم تحت تاثیر قرار دهد و باعث ارتقای سلامت نسلهای بعدی شوند. 
در این مطالعه کوچک، 20 خانم پیگیری شدند که تحت جراحی بای پس معده قرار گرفته بودند. این خانمها هر کدام بعد از جراحی بطور متوسط 50 کیلو وزن کم کرده بودند و فرزندان آنها که بعد از جراحی به دنیا آمده بودند، در مقایسه با فرزندانی که قبل از این عمل متولد شده بودند تغییرات گسترده ای را در ابراز ژنها نشان می دادند: 5698 ژن در آنها به طرز متفاوتی بروز پیدا کرده بودند. 
بسیاری از این ژنها، صفات مرتبط با سلامت قلب و بهبود سوخت و ساز و التهابات را کدگذاری می کردند. در حقیقت بچه های بعد از عمل (که حالا تقریبا 15 ساله هستند) فشار خون بهتر، وزن متناسب تر و سطح انسولین خون متعادل تری داشتند. دکتر ماری کلود ول در مصاحبه با HealthDay شگفتی خود را اینطور بیان می کند:" ظاهرا تغییراتی در انسان هستند که به نسل بعدی منتقل می شوند." 
به نظر می رسد پرونده این تحقیقات را هم باید در قفسه پرونده های اپی ژنتیک جای بدهیم. اپی ژنتیک (ورا ژنتیک) یعنی انتقال صفات تغییر یافته ژنتیکی بدون آنکه واقعا تغییری در توالی DNA صورت گرفته باشد. محققین هنوز نمی دانند پدیده اپی ژنتیک را چطور باید توجیه کنند. چرا که این پدیده با نظریه پذیرفته شده ی "ریست شدن" ژنها جور در نمی آید. طبق این نظریه والدین دی ان ای ها را به فرزندان خود منتقل می کنند اما تغییرات در نحوه بروز ژنها را با فرزندان خود به اشتراک نمی گذارند. 
اما هنوز پرونده این تحقیق باز است چرا که سوالات زیادی ایجاد کرده است. مثلا آیا خود کاهش وزن (جدای از جراحی کاهش وزن) در این روند تاثیر داشته یا خیر؟ یا اینکه آیا چنین کاهش وزنی در پدران هم می تواند باعث تغییرات مشابهی در فرزندانشان شود؟ اصلا امکان دارد که کل این تغییرات در بروز ژنها به خاطر این است که کودکانی که پس از جراحی کاهش وزن به دنیا آمده اند، در مقایسه با بچه های قبل از تولد، در محیطی بهتر بزرگ شده اند؛ با تغذیه مناسب و ورزش بیشتر... و الگوهای بهداشتی صحیح تری از والدین خود دیده اند. 



نظرات : 0 | بازدید از پست : 0
تاریخ : 5 خرداد 1392 11:56
نویسنده : salamat
نظرات : 0




نظرات : 0 | بازدید از پست : 0
تاریخ : 24 اردیبهشت 1392 09:28
نویسنده : salamat
نظرات : 0


بلومبرگ از جلسه ای خبر می دهد که طی آن یک دانش آموز 14 ساله کولورادویی داده هایی را به انجمن ریتم طبیعی قلب در دِنور، ارائه کرده. نتایج تحقیقات جیانا چین پیرامون اثرات احتمالی آیپد 2 بر روی الکتروشوک های قلبی که در بدن بیماران کار گذاشته شده، باعث راه افتادن موجی در جامعه پزشکی شده زیرا به نظر می رسد در تعداد قابل توجهی از پرونده ها، نزدیکی نسبی به آیپد 2 می تواند باعث از کار افتادن الکتروشوک های کار گذاشته شده در بدن بیمار و احتمالا مرگ او شود. 
دفیبریلاتور قلبی کاشتنی یک دستگاه کوچک است که با جراحی در داخل بدن بیماری که ازآریتمی قلب یا تپش نامنظم قلب رنج می برد، کار گذاشته می شود. اگر بخش پایینی یا بالایی قلب شروع به لرزش یا تپش نامنظم کند، دفیبریلاتور می تواند با دادن یک یا چند شوک الکتریکی به قلب، آن را به ریتم طبیعی بازگرداند. بی نظمی های بطنی یا دهلیزی می تواند باعث مرگ ناگهانی شود، بنابراین دفیبریلاتور قلبی، وسیله کوچکی با ماموریت نجات جان فرد است. 
اما دفیبریلاتورها درست مثل ضربان ساز ها می توانند تحت تاثیر هر نوع میدان مغناطیسی که به بدن نزدیک است، از کار بیفتند. جیانا چین به همراه پدرش که یک پزشک است، دست به این تحقیق زده و فهمیده که آهنرباهای لبه آیپد 2 می توانند دفیبریلاتورها را از کار بیندازند. این تست که بر روی 26 داوطلب صورت گرفته نشان داده که در 30 درصد موارد، دفیبریلاتورها با نزدیک شدن آیپد 2 به بدن، به وضعیت magnet mode تغییر حالت داده اند. در برخی موارد با دور شدن آیپد این وضع به حالت نرمال برگشته ولی در سایر موارد، نیاز به دخالت پزشک برای راه اندازی مجدد آن بوده. 
در این بررسی، آهنرباهای لبه آیپد 2 که برای نگه داشتن اسمارت کاور تعبیه شده اند، باعث بروز اختلال شده بودند ولی در اصل هر تبلت یا هر وسیله دیگری که آهنربا داخل آن باشد، می تواند این مشکل را به وجود بیاورد. اما مسئله در عمل، به این سادگی نیست. 
در اصل زمانی که افراد مورد بررسی تبلت را در وضعیت عادی نگه داشته و استفاده می کردند، مشکلی وجود نداشت. اما زمانی که تبلت بیش از حد به بدن نزدیک می شد، امکان بروز مشکل بالا می رفت. چنین وضعیتی معمولا زمانی پیش می آید که کاربر یا همان بیمار، در حالت خواب آلوده (مثلا دراز کشیده یا لم داده) تبلت را روی سینه خود قرار دهد که این یکی از بدترین سناریوهای ممکن است و حتی می تواند باعث فوت فرد در خواب شود. 
بر خلاف ضربان ساز ها که همیشه باید کار کنند تا قلب بیمار به درستی بتپد، دفیبریلاتورها فقط زمانی که بی نظمی در ضربان به وجود آید، وارد عمل می شوند. در نتیجه اگر یک دفیبریلاتور بدون اطلاع صاحبش از کار بیفتد، ممکن است این قضیه تا زمان بروز یک بی نظمی قلبی کشف نشود که آن موقع دیگر خیلی دیر خواهد بود. 
شرکت Medtronics  که یکی از سازنده های دفیبریلاتور قلبی کاشتنی است می گوید استفاده از تبلت طبق دستور العمل سازنده، مشکلی پیش نخواهد آورد اما چنانچه فاصله تا بدن کمتر از 15 سانتی متر باشد، امکان اخلال در کار دستگاه کاشته شده در بدن، وجود خواهد داشت. اگر خود شما از دستگاه های کاشته شده در بدن استفاده می کنید، حتما موارد ذکر شده را رعایت و به دیگران نیز منتقل کنید. 

منبع : ناررنجی  - نیما دادگستر



نظرات : 0 | بازدید از پست : 0
تاریخ : 15 اردیبهشت 1392 10:29
نویسنده : salamat
نظرات : 0


نیما دادگستر  -  منبع سایت نارنجی

پژوهشگران ژاپنی با استفاده از اسکن MRI قادر به آشکارسازی تصاویری شده اند که افراد تحت بررسی، در حین ورود به مرحله خواب اولیه، آنها را مشاهده کرده اند. میزان درستی این روش 60% اعلام شده و بانیان آن در گام بعدی می خواهند ببینند که آیا می شود از فعالیت های مغزی برای رمزگشایی از دیگر جنبه هایی رویابینی افراد، مثلا احساساتی که در حین خواب به آنها دست می دهد نیز استفاده کرد یا خیر. 
پروفسور یوکیاسو کامیتانی در این باره می گوید: «من این حس قوی را داشتم که رمزگشایی از رویاها باید امکان پذیر باشد، حداقل برای بخش های خاصی از آن... برای همین از نتایج غافلگیر نشدم، ولی به هیجان آمدم.» 
  امواج مغزی. در مصر کهن، خواب گذارانی برای رمزگشایی از مفهوم رویاها وجود داشتند ولی پژوهشگران امروزی موفق به یافتن راه مستقیمی شده اند که با آن، می شود خیال های اوقات خواب انسان را مشاهده کرد. تیم پژوهشی مورد نظر، با استفاده از اسکنرهای MRI، سه نفر را در طول خواب زیر نظر گرفت. درست در زمانی که داوطلبان این آزمایش داخل اسکنر ها به خواب می رفتند، محققین آنها را بیدار کرده و درباره آخرین تصویری که مشاهده کرده بودند، می پرسیدند. 
هر تصویری که تشریح می شد، از یک مجسمه برنزی گرفته تا کلید یا یخ شکن، مورد بررسی و طبقه بندی قرار می گرفت و فرقی هم نمی کرد که چقدر به اشیای دنیای واقعی شبیه باشد. این فرآیند تا 20 بار برای هر داوطلب تکرار می شد. 
پژوهشگران با استفاده از نتایج به دست آمده، یک پایگاه داده ساختند که در آن، اشیای شبیه به هم در دسته بندی های یکسان قرار می گرفتند. به عنوان مثال "خانه، هتل، و ساختمان" در بخش "سازه ها" قرار گرفتند. سپس در مرحله دوم، محققین به اسکن مغزی داوطلبین در حالی که بیدار و مشغول تماشای تصاویر بر روی یک نمایشگر بودند، می پرداختند. 
به این سان، آنها توانستند رابطه هر یک از الگوهای خاص فعالیت مغزی را با اَشکال بصری، تشخیص داده و برای خوانش رویای افراد به کار بگیرند. 
  ماشین های رویا؟ در مرحله بعدی تست خواب، با رصد کردن امواج مغزی، دکترها توانستند به حدس زدن تصاویری که داوطلبین در رویاهای خود می دیدند بپردازند. آنها در 60 درصد از مواقع، توانستند دسته بندی درست را حدس بزنند. 
این محققان حالا می خواهند یک گام جلوتر بروند و به بررسی مرحله خواب عمیق انسان بپردازند، یعنی جایی که گمان می شود واضح ترین رویاها دیده می شوند. آنها همچنین قصد دارند شانس خود برای حدس زدن احساسات، بوها، رنگ ها و فعالیت هایی را که افراد در خواب تجربه می کنند، بیازمایند. 
دکتر مارک استاکس، عصب شناس از دانشگاه آکسفورد، می گوید از این تحقیق جدید هیجان زده است زیرا انسان را به مفهوم ماشین های رویا خوان نزدیک تر می کند: «مشخص است که راه زیادی مانده، ولی هیچ دلیلی ندارد که چنین چیزی به لحاظ علمی ممکن نباشد. سخت ترین چیز، این است که راهی برای ترسیم یک نقشه سیستماتیک بین فعالیت مغزی و پدیده ها بیابیم.» 
البته او می افزاید که یک سیستم رویا خوان واحد برای همه افراد، چیزی نیست که به وقوع بپیوندد: «تمام اینها می تواند پیرامون یک فرد شکل بگیرد. هرگز نمی شود یک سیستم دسته بندی کلی بسازیم که بتواند رویاهای همه آدم ها را بخواند. همه چیز وابسته به حالات ویژه یک شخص خواهد بود، فعالیت مغزی نمی تواند چیزی یکسان بین افراد مختلف باشد. برای مثال، شما هرگز نمی توانید چیزی بسازید که بتواند افکار مردم را بخواند، ولی خود آنها از این خوانش مطلع نباشند.» 



نظرات : 0 | بازدید از پست : 0
آمار جهانی

free counters

 

 


آخرین مطالب
  
 

با سلام به شما بازدید کننده ی عزیز ، امیدوارم مطالب سایت و همچنین مطالب تالارهای گفتمان رضایت شما را جلب کرده باشد . منتظر نظرات و پیشنهادات شما دوست عزیز هستیم .با تشکر